
setareyediar
setareyediar
setareyediar
setareyediar
setareyediar
setareyediar
setareyediar
به نام نامی ستار
سلام به ستار و حامیان سخت کوش وی.
سلام به مدیران محترم و زبردست وبلاگهای ستاری آقایان رامین ، بهزاد ، سینا ، سهیل وخانم لیلا ستار و همه عزیزانی که بنوعی برای اقتدار نام بلند ستار گام بر میدارند .
سلام به امیر عزیز مدیر محترم وبلاگ فصل پنجم سال .
سلام به همه دوستان و دوستداران ستار در هر کجای اقصی نقاط دنیا .
سلام به حاجی ، بهترین دوستی که هر لحظه بدون رد پا به وبلاگ حقیر تشریف آورده و میآورند وقوت قلب حقیر هستند .
سلام به شایان خواهر زاده عزیزم که مدتیست علاقه چندانی به ستار عزیز پیدا نموده اند .
شایان عزیز کامنت گذاشته بودی که چرا ستاری ام ؟ چرا تا به این حد به ستارعلاقه دارم ؟ و چرا در بین آن همه خواننده ، ستار را خواننده محبوب خود انتخاب کرده ام ؟
از آنجائیکه این سئوال کتابها جواب دارد و نمیشود در چند جمله و چند خط به آن جواب داد . چند جمله ای برایت کامنت کردم . چند خطی هم دراینجا و سالها زیستن عاشقانه با ستار را برایت حضوری شرح میدهم و تفسیر میکنم تا بدانی ستار کیست و ستار ی ها کدامند .
علاقه شدید قلبی من به ستار قدمت دیرینه داره بر میگرده به اون قدیم قدیما ، اون موقع ها که شانزده هفده ساله بودم . اون موقع ها که تازه مفهوم عشق و زندگی برام رنگ و لعاب مخصوصی پیدا کرده بود .
آره شایان جان درعنفوان جوانی مثل همه شماها منم غم داشتم ، شادی داشتم ، عشق داشتم ، آرزو داشتم و میل به زندگی و .....از فشار همه احساسات و هیجانات بزرگتر از خودم در اونزمان یه حرفها وغم و غصه هایی ته دلم جمع میشد که اگر هم میخواستم بگم زبونم از ابراز آنها ناتوان بود . همیشه یه حس عجیبی از عشق و زندگی همه وجودم رو در بر گرفته بود و یه بغضی حاصل از دردها و انقلابات درونی در گلوم تنگی میکرد که نمیدونستم چه جوری واش کنم . حیران شده بودم .. احساس میکردم ، درک میکردم ، می فهمیدیم ولی میخواستم بگویم ، حرف بزنم و خودم رو از قید و بند همه اون واژه هایی که شب و روز مرا اسیر خود کرده بودند رهایی یابم نمیتوانستم . کشمکش های درونم مغایر با اوضاع اونزمان بود و نمیشد کسی رو پیدا کرد که برای همدردی قابل اطمینان باشد . به همین جهت همچنان میسوختم و میساختم .. تا اینکه در میان اونهمه خواننده بنام اونزمان ، صدای خواننده ای قدر و توانا بدلم نشست و بغض سنگین و غمگین گلوم ترکید و وا شد . و اون کسی نبود جز ستار ستاره موسیقی دیار . کم کم با ترانه هاش خو گرفتم . هر چی بیشتر گوش میدادم بیشتر بدلم می نشست و بهش نزدیکتر میشدم . ترانه هاش دقیقاً حرفهای ناگفته دل من بود . انگار اصلاً بجای من حرف میزد و انگار با من از همه کس آشناتر بود . یواش یواش دلبستگی ، وابستگی و علاقه من به صدای بلورین و جادویی ستار بجایی رسید که کاست های صوتیش جزئی از وسایل شخصی همیشه همراهم شد . هر خونه ای ، هر مغازه ای ، ماشینی و بل کل هر جایی میرفتم که ضبط و پخش و استریو بود کاست هاشو میزاشتم واز بقیه هم میخواستم گوش بدن . میدونی چرا ؟ چون صدای دلنشین ستار هم آرامش بخش بود و هم اینکه میخواستم غیر مستقیم اون احساسات درونی ام رو که گاهاً می بایست ابراز کنم و ازش عاجز بودم رو بعضاً با صدای ستار به دیگران برسانم .
آره شایان جان صدا صدای ستار بود ولی حرفاش عمق احساسات و دردهای درونی من . بقول خودش : (البته با کمی تغییر حروف)

صداش مونده نمیره از تو گوشم
نگاش مونده که برده عقل و هوشم
خودش نیسته ولی عشقش باهامه
رفیق خنده ها و گریه هامه

و ستار تنها خواننده ایست که حرفهای دل من در عمق ترانه هاش جا داره و انگار فقط داره حرفهای دل منو میزنه . ومعمولاً کسی هم که حرف دل کسی رو بزنه واسه آدم عزیز میشه . و منهای قشنگی صدا و حنجره بلورینش ، چون پیوسته با ترانه هاش احوالات دگرگون دلم رو آروم میکرد همچنان در طی این سالها برام عزیز و عزیزتر شد و .... بقیه اش بماند تا باز شبهایی رو تا صبح با هم بیدار بمونیم و من همچنان از ستار بگم و بیشتر از اینی که هست با کمالات اون بزرگوار آشنات کنم .
واما درباره درج پست این ماه عرض کنم که ابتدا باید از امیر آقا مدیرمحترم وبلاگ فصل پنجم کسب اجازه کنم و بعد اشاره ای داشته باشم به متن ترانه فصل پنجم سال از آلبوم فصل پنجم سال ستار . ماه ماه مرداد پنجمین ماه ساله که ستار عزیز براش ترانه سروده و امیر آقا هم وبلاگی با این نام به دوستداران ستار عزیز تقدیم کرده .
ماه ماه پنجم از فصل دوم ساله ولی احتمالاً بجهت آنکه تغییرات و رویدادهای قابل وصف زمینی وجوّی چون زلزله ، سیل و حوادث غیر مترقبه در آن واقع است و دقیقاً به اندازه یه فصل گرمی و سردی ودگرگونی دارد ستار عزیزاز ماه پنجم به فصل پنجم سال یاد میکند .. شاید با اشاره به فصل پنجم خواسته تشبیهی داشته باشه به دگرگونی های درون بعضاً انسانهایی که بی سباطند و درونی متغییر دارند . شاید هم اشاره به عزیز یا عزیزان از دست رفته ای دارد که برایش تکیه گاهی مطمئن بودند و او اینک خود را بدون حایل و فاقد تکیه گاه عاطفی می بیند . شاید اشاره دارد به پرپر شدن گلهای زندگی گذشته .. شاید به نیابت از دیگران که خاطرات تلخی از این ماه دارند ، میموید و میسراید . شاید ....
به هر حال فکر من بیشتر از اینها قد نمیده و بیشتر از این هم چیزی دستگیرم نمیشود .. کاش بعضی ازترانه های ستارعزیز تفسیر داشت تا به بطن آن پی میبردیم و بیشتر به وجد می آمدیم . در باره این ترانه حرف زیاده ولی خودتون با جان و دل گوش بدین و به نسبت درک و شعور سرشار خود برداشتی نمائید .
آلبوم فصل پنجم سال ستار تشکیل شده از هشت آهنگ که همه دوستان ستاری عزیز به آن اشاره کرده اند ولی گمان میکنم خالی از لطف نباشه که این حقیر هم به آن اشاره داشته باشم .آهنگهای این آلبوم شامل : فصل پنجم سال ، ازسفر اومده بود ، چشم بادامی ، دنیای بابا ، غم مخور ، رویا ، سرنوشت ، یادته هستش که دوستان عزیز رو دعوت میکنم به دانلود و گوش دادن صوتی های آن .

توی فصلی سرد و بی آب
میوه های نارس و کال
نه یه برگ و نه یه شاخه
توی فصل پنجم سال
توی فصلی سرد و بی آب
میوه های نارس و کال
نه یه برگ و نه یه شاخه
توی فصل پنجم سال
گل عشق افسانه ما
در سکوت پیله ها
پیچک بی انتهایی
پشت بهت میله ها
شبق درکنارم
گفته بودی بی قرارم
صید صیاد توام باز
طعمه ای در انتظارم
به تو دل سپرده بودم
وقتی تو دل خسته بودی
به تو تکیه داده بودم
وقتی دل شکسته بودی
توی فصل پنجم سال
گل سرخ ساقه پر از خاک
واسه نقاشی باغچه
خط کشیده به تن داغ
توی فصل پنجم سال
یاد تو مونده به هر حال
آسمون لاجوردی
من در اوجی بی پر و بال
شبق درکنارم
گفته بودی بی قرارم
صید صیاد توام باز
طعمه ای در انتظارم
به تو دل سپرده بودم
وقتی تو دل خسته بودی
به تو تکیه داده بودم
وقتی دل شکسته بودی
به تو تکیه داده بودم
وقتی دل شکسته بودی
به تو دل سپرده بودم
وقتی تو دل خسته بودی

از سفر آمد بود
از سفر آمد بود ره گذر آمد بود
از سفر آمد بود ره گذر آمد بود
از دیار نازننینم می آمد
ازبهارسر زمینم می آمد
گفتم از سنگ صبورم چه خبر
از عزیز نا به دور رم چه خبر
گل سرخ گونه هام و تن تبدار کشید
پر گریه مثل بارون چشم بیدار نشید
از سفر امد بود ره گذر آمد بود
از سفر امد بود ره گذر آمد بود
گفتم اون خرمن زلفای بلند
هنوزم رو شونهاشه چون کمن
هنوز میرقس رو دست نسیم
هنوزم میکش دلهارو ببند
زیر ابر بی ستارهیه شب تار کشید
پر بسته یه کبوتر گرفتار کشید
گفتم از چشمای خوشکلش بگو
قصه ای ازدلش بگو
از دل قافلش بگو
واس من دونیه الماسو کشید
قلب پر احساس و کشید
شاخه گل یاسو و کشید
گفتم از اون گل تنها چه خبر
نخل تمنا چه خبر اون قد بالا چه خبر
واسه من مخمل تنها رو کسید
حسرت تنها رو کشید
شمع شب تارو کشید
از سفر آمد بود ره گذر آمد بود
از سفر آمد بود ره گذر آمد بود
از دیار نازننینم می آمد
ازبهارسر زمینم می آمد
گفتم از سنگ صبورم چه خبر
از عزیز نا به دور رم چه خبر
گل سرخ گونه هام و تن تبدار کشید
پر گریه مثل بارون چشم بیدار نشید
گفتم از چشمای خوشکلش بگو
قصه ای ازدلش بگو
از دل قافلش بگو
واس من دونیه الماسو کشید
قلب پر احساس و کشید
شاخه گل یاسو و کشید
گفتم از اون گل تنها چه خبر
نخل تمنا چه خبر اون قد بالا چه خبر
واسه من مخمل تنها رو کسید
حسرت تنها رو کشید
شمع شب تارو کشید
از سفر آمد بود ره گذر آمد بود
از سفر آمد بود ره گذر آمد بود
گفتم اون خرمن زلفای بلند
هنوزم رو شونهاشه چون کمن
هنوز میرقس رو دست نسیم
هنوزم میکش دلهارو ببند
زیر ابر بی ستارهیه شب تار کشید
پر بسته یه کبوتر گرفتار کشید
از سفر امد بود ره گذر آمد بود
از سفر امد بود ره گذر آمد بود
از سفر امد بود ره گذر آمد بود
از سفر امد بود ره گذر آمد بود

دنیای بابا
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا
وقتی که خودت نباشی
صدات تو گوشمه هر جا
اومدم برات میارم
آواز قاصدکارو
نشونت میدم تموم
پرواز بادبادکارو
اومدم برات میارم
آدمای قصه هارو
تموم شور نشاط
بازیهای بچه هارو
میبرمت باغ قصه
که مثل شهر فرنگه
هنوزم تو باغ قصه
خواب خرگوشا قشنگه
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا
وقتی که خودت نباشی
صدات تو گوشمه هر جا
آواز چلچله هارو
تو باید برام بخونی
خیلی چیزای دیگه هست
که تو هم باید بدونی
هر کسی تو بچگی هاش
مثل تو دایم شلوغ
کوچولو یادت باشه که
نترسی لولو دروغه
وقتی که شب رسید از راه
با خودش ماهو میاره
تموم روزم که خوبه
با خودش خوشی رو داره
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا
وقتی که خودت نباشی
صدات تو گوشمه هر جا
اومدم برات میارم
آواز قاصدکارو
نشونت میدم تموم
پرواز بادبادکارو
اومدم برات میارم
آدمای قصه هارو
تموم شور نشاط
بازیهای بچه هارو
میبرمت باغ قصه
که مثل شهر فرنگه
هنوزم تو باغ قصه
خواب خرگوشا قشنگه
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا
وقتی که خودت نباشی
صدات تو گوشمه هر جا
آواز چلچله هارو
تو باید برام بخونی
خیلی چیزای دیگه هست
که تو هم باید بدونی
هر کسی تو بچگی هاش
مثل تو دایم شلوغ
کوچولو یادت باشه که
نترسی لولو دروغه
وقتی که شب رسید از راه
با خودش ماهو میاره
تموم روزم که خوبه
با خودش خوشی رو داره
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا
تموم دنیای بابا
چراغ روشن فردا

غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
واین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز در تخت چمن
چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی به کام ما نگشت
دائما یکسان نمامند حال دوران غم مخور
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید
هیچ راهی نیست که نباشد آن را پایان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید
هیچ راهی نیست که نباشد آن را پایان غم مخور
در بیابان گر به شوغ کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید
هیچ راهی نیست که نباشد آن را پایان غم مخور

رویا
در ساقه های خشک باد وقتی شکوفه می زند
دولت عشق ما به سر تاج بنفشه می زند
در امتداد زندگی لحظه به لحظه می زند
دولت عشق ما به سر تاج بنفشه می زند
امید رسیدن کو بازم تو رو دیدن کو
ای از همه عاشق تر ناز تو کشیدن کو
ناز تو و خواب من رویای قشنگ ماست
این قصه در این پایان اغاز رسیدن هاست
در ساقه های خشک باد وقتی شکوفه می زند
دولت عشق ما به سر تاج بنفشه می زند
در امتداد زندگی لحظه به لحظه می زند
دولت عشق ما به سر تاج بنفشه می زند
امید رسیدن کو بازم تو رو دیدن کو
ای از همه عاشق تر ناز تو کشیدن کو
ناز تو و خواب من رویای قشنگ ماست
این قصه در این پایان اغاز رسیدن هاست

یادته
یادته قرار گذاشتیم دل دیوونه
نشی عاشق بشه ویرون دوباره خونه
یادته قرار گذاشتیم توی میخونه
که بمونی سر حرفت مرد و مردونه
خونه خراب ابدی یه عمری دیدی تو بدی
قول و قرارمون چی شد که این جوری به غم زدی
دویدی و دویدی به هیچ جا نرسیدی
دویدی و دویدی به هیچ جا نرسیدی
توی آتیش منو انداختی
با نگاهی خودتو باختی
کار این دیوونه رو ساختی
دل اون مثل تو در تاب نیست
واسه دیدن تو آب نیست
مثل تو در دل گرداب نیست
این همه بی تاب نیست
خسته و بی تاب نیست
یادته قرار گذاشتیم دل دیوونه
نشی عاشق بشه ویرون دوباره خونه
یادته قرار گذاشتیم توی میخونه
که بمونی سر حرفت مرد و مردونه
خونه خراب ابدی یه عمری دیدی تو بدی
قول و قرارمون چی شد که این جوری به غم زدی
دویدی و دویدی به هیچ جا نرسیدی
دویدی و دویدی به هیچ جا نرسیدی
توی آتیش منو انداختی
با نگاهی خودتو باختی
کار این دیوونه رو ساختی
دل اون مثل تو در تاب نیست
واسه دیدن تو آب نیست
مثل تو در دل گرداب نیست
این همه بی تاب نیست
خسته و بی تاب نیست

خدایا ببین این دو چشم پر ابم
دوستدار همه ستاری های عزیز
بهروز یگانه

